وتغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وتغ. [ وَ ت َ ] (ع اِ) درد. ◄ (اِمص ) کمی خرد در سخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ زشتی گفتار. ◄ بسیاری نادانی . ◄ نکوهش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (مص ) بزه مند شدن . ◄ هلاک گشتن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). ◄ وَتِغَه شدن زن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ نکوهیده شدن . ◄ دردگین شدن . ◄ کم خرد گردیدن در گفتار و زشت گفتار گردیدن و بسیار نادان شدن . (ناظم الاطباء).