وبل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وبل . [ وُ ب ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ وبیل . (منتهی الارب ). رجوع به وبیل شود. ◄ ج ِ وبیلة. (منتهی الارب ). رجوع به وبیلة شود.
وبل . [ وَ ب َ ] (ع مص ) به معنی وَبالَة. (المنجد). رجوع به وبالة شود.
وبل .[ وَ ] (ع اِ) باران بزرگ قطره . (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). باران درشت و شدید. ◄ (مص ) باران بزرگ قطره باریدن آسمان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). باران به نهیب و بزرگ قطره باریدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ سخت راندن صید را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سخت راندن نخچیر را. (ناظم الاطباء). ◄ به چوب دستی زدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ ناگوارد و گران گردیدن . ◄ چراگاه ناگواردناک شدن زمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ).