واگوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واگوی . (اِمص مرکب ) مرادف بازگوی . بازگفتن حرف شنیده را که مردم با هم گویند. ◄ باز دادن جواب از گنبد و حمام . (آنندراج ) : در این گلخن برآید از در و بام صدای کودک و واگوی حمام . زلالی (آنندراج ). ◄ در اصطلاح موسیقی، جماعه ٔ خوانندگان چون حاضر شوند نقشی را که جماعه ٔ اول تمام کنند همان نقش را جماعه ٔ دوم سر کنند. (آنندراج ).