واکسن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ) [ فر. ] (اِ.) مادهای که از میکروب ضعیف شده یک بیماری میگیرند و برای پیش گیری از آن بیماری به بدن انسان یا حیوان اهلی تزریق میکنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ) [ فر. ] (اِ.) مادهای که از میکروب ضعیف شده یک بیماری میگیرند و برای پیش گیری از آن بیماری به بدن انسان یا حیوان اهلی تزریق میکنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واکسن . [ س َ ] (فرانسوی، اِ) ماده ٔ آبله که از گاو گرفته به انسان تزریق می شود، نیز هر ماده ای که برای تزریق درست کرده می شود. (فرهنگ نظام ). مایه . (لغات فرهنگستان ). میکروب ضعیف شده یا کشته شده ٔ امراض که به منظور ایجاد مصونیت در بدن انسان یا حیوان نسبت به مرضی مسری - خصوصاًهنگام شیوع آن مرض - با آمپول آن را در عضله تزریق کنند مانند واکسن سیاه سرفه و دیفتری یا زیر پوست تزریق شود چون واکسن وبا و التور یا با ایجاد خراش سطحی روی پوست آن را وارد بدن کنند مانند واکسن آبله .