واپس سپردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واپس سپردن . [ پ َ س ِ پ ُ دَ ] (مص مرکب ) رد کردن . بازدادن : گفت پیغمبر که دستت هرچه برد بایدش در عاقبت واپس سپرد. مولوی . و رجوع به واپس دادن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واپس سپردن . [ پ َ س ِ پ ُ دَ ] (مص مرکب ) رد کردن . بازدادن : گفت پیغمبر که دستت هرچه برد بایدش در عاقبت واپس سپرد. مولوی . و رجوع به واپس دادن شود.