واپس آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واپس آمدن . [ پ َ م َ دَ ] (مص مرکب ) برگشتن . بازآمدن . مراجعت کردن . (ناظم الاطباء) : پیشه ها و خلقها از بعد خواب واپس آید هم به خصم خود شتاب . مولوی . یکدم ار مجنون ز خود غافل شدی ناقه گردیدی و واپس آمدی . مولوی .