واپرسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واپرسیدن . [ پ ُ دَ ] (مص مرکب ) دوباره سؤال کردن . ◄ تفتیش کردن . (ناظم الاطباء). ◄ دریافت کردن . (آنندراج از فرهنگ فرنگ ). ◄ بازپرسیدن . استفسار نمودن . (آنندراج ) : یکی ژند و اُست آر با برسمت بگو پاسخ از هرچه واپرسمت . فردوسی . صبح شد هدهد جاسوس کز او واپرسند کوس شد طوطی غماز کز او واشنوند. خاقانی . کاین چه شاید بود واپرسم از او که چه میسازی ز حلقه تو بتو. مولوی . و رجوع به پرسیدن و بازپرسیدن و «وا»شود.