وانمود/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(نُ) (مص مر.) ظاهرسازی، تظاهر به انجام کاری.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتجاهل، تظاهر، جلوه، خودنماییواژه قبلی: وانتواژه بعدی: وانمودن