والیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
والیج . (اِ) وادیج . جم اسپرم : او بر اطراف درخت در چهار فصل از سال خرم بماند... و در بخارا نبات او را والیجها کنند چنانکه تاک را. (ترجمه ٔ صیدنه ٔ ابوریحان نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔمرحوم دهخدا و نیز نسخه ٔ چاپی زکی و لیدی توغان ).