والانژاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
والانژاد. [ ن ِ ] (ص مرکب ) والاتبار. نژاده : پادشاه والانژاد را از مفارقت آن خدمتکار اخلاص آثار حزن و ملال بسیار روی نمود. (حبیب السیر ج ٣ ص ٣٥٢). و بعضی دیگر از آبا و اجداد شاه والانژاد می آراید. (حبیب السیر ج ٣ ص ٣٢٣).