واقیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واقیة. [ ی َ ] (ع ص ) تأنیث واقی است به معنی نگاهدارنده و دافع. ج، اواقی [ در اصل وواقی است در اجتماع واوین نخستین قلب به الف شده است ] و واقیات . رجوع به واقی شود. ◄ (مص ) نگه داشتن . (از منتهی الارب ). رجوع به وقایة و وقی شود.
واقیه . [ ی َ ] (اِخ ) کوهی است در بلاد دیلم . (از معجم البلدان ).