واش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ په. ] (اِ.) علف، گیاه.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (اِ.) علف، گیاه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واش . (اِ) علف و گیاه ستوران . (آنندراج ). علف و علوفه ٔ ستور. (ناظم الاطباء).
واش . [ شِن ْ ] (ع ص ) سخن چین . صورتی از «واشی ». رجوع به آن کلمه شود.