وارونه شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وارونه شدن . [ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) واژگون شدن . معکوس شدن .
فرهنگ طیفی واژهدان
چپ شدن (کردن)، معلق شدن (زدن)، سرنگون شدن اوضاع و احوال برگشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وارونه شدن . [ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) واژگون شدن . معکوس شدن .
فرهنگ طیفی واژهدان
چپ شدن (کردن)، معلق شدن (زدن)، سرنگون شدن اوضاع و احوال برگشتن