وادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وادی . (اِخ ) علی الوادی مکنی به ابوالمعارک از محدثان بود و از مردی که وی از مقداد روایت دارد، روایت کرده است . و عیاش بن عباس القتبانی از وی روایت کرده است . (از لباب الانساب ص ٢٥٥ ج ٣) (انساب سمعانی ورق ٥٧٥ ب ).
وادی . (اِخ ) عمربن داودبن زاذان غلام عثمان بن عفان که معروف به عمربن الوادی المغنی و از مهندسان روزگار ولیدبن یزیدبن عبدالملک بود. (معجم البلدان ).
وادی . (اِخ )نام جد ابوصالح سعداﷲبن نجابن الوادی البغدادی الحنبلی . وی از محدثان بود و از ابوالفضل محمدبن ناصر و ابوبکر محمدبن عبدالباقی الانصاری و جز آنها حدیث سماع کرد و وی از ابناء الاربعین سال ٥٣٧ هَ . ق . بود. (لباب الانساب ص ٢٥٥ ج ٣) (انساب سمعانی ورق ٥٧٥ ب ).