وادار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وادار. (اِمص مرکب ) برانگیختن . بر کاری داشتن . تشویق . ◄ بازایستاده شدن است از رفتار. (آنندراج از فرهنگ ترکتازان ). ◄ بازداشت . منع. نهی . ◄ حفظ. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وادار. (اِمص مرکب ) برانگیختن . بر کاری داشتن . تشویق . ◄ بازایستاده شدن است از رفتار. (آنندراج از فرهنگ ترکتازان ). ◄ بازداشت . منع. نهی . ◄ حفظ. (ناظم الاطباء).