وادارنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وادارنگ . [ رَ ] (اِ) بادرنگ . بالنگ . (ناظم الاطباء). ترنج را گویند و آن میوه ای است معروف که پوست آن را مربا سازند. (برهان ) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
وادارنگ . [ رَ ] (اِ) بادرنگ . بالنگ . (ناظم الاطباء). ترنج را گویند و آن میوه ای است معروف که پوست آن را مربا سازند. (برهان ) (آنندراج ).