واد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
واد.(اِ) باد و ریح . (منتهی الارب ). باد است که به عربی ریح گویند چه در فارسی «با» و «و» به هم تبدیل می یابند. (از برهان ) (آنندراج ). ◄ به معنی پسر هم آمده است که در مقابل دختر باشد. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از انجمن آرا). ولی این معنی به غلط استنباط شده است .
واد. [ دِ ] (ع اِ) صورتی است از وادی . رجوع به وادی شود.
واد. [ دِن ْ ] (ع اِ) صورتی است از وادی، مانند: قاض و داع . رجوع به وادی شود.
واژگان قرآن
مِن شاطِئِ الْوادِ «واد» در اصل «وادى» بوده، و به معناى بستر رودخانه، یا محل عبور سیلاب ها، و گاه به معناى «درّه» نیز آمده; چرا که سیلاب ها از دره هایى که در کنار کوه ها است مى گذرد. و در اینجا مناسب معناى دوم، یعنى دره ها و کوهپایه ها است; زیرا با توجّه به آیات دیگر قرآن که درباره این قوم سخن مى گوید، و در بالا اشاره شد، قوم «ثمود» خانه هاى خود را در دامنه کوه ها مى ساختند، به این ترتیب که سنگ ها را مى بریدند و در درون آنها خانه هاى امنى ایجاد مى کردند.(4)