هیچ و پوچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هیچ و پوچ . [ چ ُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کنایه از چیز سهل و بی مغز. (آنندراج ) : کرد پهلو خالی از ما یار دیرین چون حباب زد به هیچ و پوچ برهم ربط چندین ساله را. محسن تأثیر (از آنندراج ). - به هیچ و پوچ ؛ بی جهت . بی علت : خانه را به هیچ و پوچ از دست داد.