هیولا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ) [ ع. ] (اِ.) مأخوذ از یونانی.<BR>۱- مادة اولی، اصل هر چیز.<BR>۲- در فارسی به معنای صورت، هیکل.<BR>۳- (عا.) غول، عظیم الجثه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ) [ ع. ] (اِ.) مأخوذ از یونانی. ۱- ماده اولی، اصل هر چیز. ۲- در فارسی به معنای صورت، هیکل. ۳- (عا.) غول، عظیم الجثه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هیولا. [ هََ ] (معرب، اِ) ماده ٔ هر چیز. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مقابل صورت : هیولا را اگر وصفی کنی بیرون برد مقدور که باشد بی خلاف آنگه ز خردو واحد و یکتا. ناصرخسرو. گشایم راز لاهوت از تفرد نمایم ساز ناسوت از هیولا. خاقانی . رجوع به هیولی شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
دیو