هیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هیف . (ع ص، اِ) ج ِ اَهیَف . مردان لاغرشکم و میان باریک . (اقرب الموارد). رجوع به اهیف شود.
هیف . [ هََ ی َ ] (ع مص ) لاغرشکم و باریک میان گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ گریختن عبد. (منتهی الارب ).
هیف . [ هََ ] (ع اِمص ) سختی تشنگی . (منتهی الارب ). ◄ (مص ) سخت تشنه شدن . ◄ گریزپا شدن بنده . ◄ لاغرشکم و باریک میان گردیدن . (اقرب الموارد). ◄ (اِ) باد گرم که از جانب یمن وزد و آن نکبا است میان جنوب و دبور و نباتات و آب را خشک گرداند و حیوانات را تشنه کند. (منتهی الارب ). باد گرم و آن باد که میان جنوب و دبور جهد. (مهذب الاسماء). رجوع به هَیَف شود.