هیجان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ یَ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- آشفته شدن.<BR>۲- برانگیخته شدن، اضطراب.<BR>۳- (اِ.) خشم، غضب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ یَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- آشفته شدن. ۲- برانگیخته شدن، اضطراب. ۳- (اِ.) خشم، غضب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هیجان . [ هََ ی َ ] (ع مص ) هیج . هیاج . برانگیخته شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (المصادر زوزنی ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). انگیخته شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ برانگیختن . (اقرب الموارد). رجوع به هیج و هیاج شود. ◄ (اِمص ) جوش . جوشش . شور. (یادداشت مرحوم دهخدا). - هیجان انگیز؛ شورانگیز. - هیجان دم : یک نیمه رخش زرد و دگر نیمه رخش سرخ این را هیجان دم و آن را یرقان است . ؟ ◄ خشم و غضب .(فرهنگ فارسی معین ).
واژگان فارسی سره واژهدان
شور، جوش و خروش