هک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هک . [ هََ ک ک ](ع مص ) به شمشیر زدن کسی را. ◄ دریافتن کسی را بگنی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ افکنده شدن . (منتهی الارب ). ◄ تیزدادن . ◄ پیخال انداختن مرغ و شترمرغ . ◄ سائیدن چیزی را. ◄ برآوردن شیر را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دوشیدن شیر. ◄ چیره شدن بر کسی . (منتهی الارب ). ◄ لاغر کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ سخت گاییدن . ◄ بسیار گاییدن .(منتهی الارب ). ◄ پیاپی نیزه زدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ فرودریدن چاه . ◄ سرگین انداختن شوات . (منتهی الارب ). ◄ (ص ) مرد تباه خرد. ج، هککة، اهکاک . ◄ باران سخت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).