هپد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هپد. [هََ ] (اِ) دانه ٔ حنظل . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). هبد.
هپد. [ هََ پ َ ] (اِ) ماله ٔ برزگران . هبد. (ناظم الاطباء). ماله ای باشد که زمین شیار کرده شده را بدان هموار کنند و آن تخته ٔ بزرگی بود. (برهان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هپد. [هََ ] (اِ) دانه ٔ حنظل . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). هبد.
هپد. [ هََ پ َ ] (اِ) ماله ٔ برزگران . هبد. (ناظم الاطباء). ماله ای باشد که زمین شیار کرده شده را بدان هموار کنند و آن تخته ٔ بزرگی بود. (برهان ).