هوشیاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هوشیاری . [ هوش ْ ] (حامص مرکب ) فطانت . خردمندی . هوشمندی . مقابل بیهوشی . هشیاری : ای شاعر سبکدل با من چه اوفتادت پنداشتم که عقلت بیش است و هوشیاری . منوچهری . استن این عالم ای جان غفلت است هوشیاری این جهان را آفت است . مولوی . ◄ حس . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ صحو. مقابل مستی .