هوشیاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.)<BR>۱- دارای هوش.<BR>۲- عاقلی.<BR>۳- آگاهی، بیدار.<BR>۴- زیرکی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) ۱- دارای هوش. ۲- عاقلی. ۳- آگاهی، بیدار. ۴- زیرکی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هوشیاری . [ هوش ْ ] (حامص مرکب ) فطانت . خردمندی . هوشمندی . مقابل بیهوشی . هشیاری : ای شاعر سبکدل با من چه اوفتادت پنداشتم که عقلت بیش است و هوشیاری . منوچهری . استن این عالم ای جان غفلت است هوشیاری این جهان را آفت است . مولوی . ◄ حس . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ صحو. مقابل مستی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی