هوشنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هوشنگ . [ ش َ ] (اِخ ) آلب خان بن دلاور، دومین از غوریان مالوه ٔ هند از ٨٠٨ تا ٨٣٨ هَ . ق . (ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام ).
هوشنگ . [ ش َ ] (اِ) به معنی امر اول باشد و هوش و آگاهی و عقل و خرد را نیز گویند. (برهان ).
هوشنگ . [ ش َ ] (اِخ ) پسر سیامک . نام فرزند چهارم آدم علیه السلام است که یکی از سلاطین پیشدادی بود. گویند آتش و آهن در زمان او به هم رسید وآلات زراعت کردن ساخت و جویها روان کرد و شهر و عمارت بنا نهاد و شیاطین را از مخالطت آدمیان دور گردانید. و بعضی گویند ارفخشدبن سام اوست و پیغمبر است و کتاب جاویدان خرد که به جاوید نام اشتهار دارد از او یادگار مانده است . (برهان ). قسمتی از گفته ٔ صاحب برهان بر اساسی نیست . رجوع به هوشنگ فرزند سیامک شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه