هوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هوز. [ هََ وْ وَ ] (اِ) دومین صورت از صور هشتگانه ٔ حروف جُمَّل که شامل سه حرف «هَ» و «و» و «ز» و به ترتیب برابر با پنج و شش و هفت است : به هر لغت که تو گویی سخن توانی گفت که اصل هر لغتی را تو ابجد و هوزی . منوچهری . - هاء هوز ؛ هاء دوچشم . هاء گرد. مقابل حاء حطی .
هوز. (اِ) آواز تند و تیز را گویند مانند صدایی که از طاس برنجی و امثال آن برآید. (برهان ) : باز بانگ اندراوفتاد به هوز آهو آزاد شد ز پنجه ٔ یوز. نظامی .
هوز. [ هََ ] (ع اِ) گله ٔ گوسفند. (مهذب الاسماء).