هوتخش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تُ) [ په. ] (اِ.) پیشه ور، صنعتگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تُ) [ په. ] (اِ.) پیشه ور، صنعتگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هوتخش . [ ت ُ ] (پهلوی، ص، اِ) صنعتگر. (ایران در زمان ساسانیان ص ٦٠ از ترجمه ٔ فارسی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تُ) [ په. ] (اِ.) پیشه ور، صنعتگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تُ) [ په. ] (اِ.) پیشه ور، صنعتگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هوتخش . [ ت ُ ] (پهلوی، ص، اِ) صنعتگر. (ایران در زمان ساسانیان ص ٦٠ از ترجمه ٔ فارسی ).