هواگیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص.)<BR>۱- اوج گیر، به هوا پرنده.<BR>۲- در هوا صید شده.<BR>۳- هوایی، آرزومند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص.) ۱- اوج گیر، به هوا پرنده. ۲- در هوا صید شده. ۳- هوایی، آرزومند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هواگیر. [ هََ ] (نف مرکب ) هواگیرنده . در حال پرواز. - هواگیر گشتن ؛ هوا گرفتن . پریدن : از راه نظر صید دلم گشت هواگیر ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد. حافظ. ◄ که آنجا هوا گذاره دارد. که معرض هواست .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی