هواسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ دَ) [ په. ] (مص ل.)<BR>۱- ترکیدن.<BR>۲- خشکیدن و بی رنگ شدن لب از گرما.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ دَ) [ په. ] (مص ل.) ۱- ترکیدن. ۲- خشکیدن و بی رنگ شدن لب از گرما.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هواسیدن . [ هََ دَ ] (مص ) سوختن از بی آبی و تشنگی . (یادداشت مؤلف ). ◄ پژمرده و گندمگون شدن . کم خون گردیدن چنانکه لب از بیماری . (یادداشت مؤلف ).