هنگامه کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. کَ دَ) (مص ل.) آشوب برپا کردن، سر و صدا کردن، سر و صدا راه انداختن.<br>واژه قبلی: هنگامه نهادنواژه بعدی: هنگامه گیر