هنجام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ) (ص.) بیکار، تنبل، کاهل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ) (ص.) بیکار، تنبل، کاهل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هنجام . [ هََ ] (ص ) مردم بیکار و تنبل وکاهل و باطل و مهمل را گویند. (برهان ) : در دنیا سخت سختی و در دین پی سست و میانه کار و هنجامی . ناصرخسرو.