هنبغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هنبغ. [ هُم ْ ب ُ ](ع ص، اِ) سختی گرسنگی . (منتهی الارب ). و در لسان العرب آمده است که به صورت وصف نیز به کار رود. گویند: جوع ٌ هنبغ و هنباغ و هنبوغ ؛ أی شدید. ◄ خاکی که به کمتر بادی به هوا خیزد. ◄ شیربیشه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ زن ضعیف حمله . (از اقرب الموارد). زن سست گیر. (منتهی الارب ). ◄ زن گول . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ زن تبهکار. (از اقرب الموارد).