هن کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومهن کردن . [ هَِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) راندن ستور با گفتن لفظ هن . (یادداشت مؤلف ).واژه قبلی: هن و هنواژه بعدی: هنا