همگن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ گ) [ په. ] (اِ.)<BR>۱- همه.<BR>۲- همتا، همانند.<BR>۳- یکنواخت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ گ) [ په. ] (اِ.) ۱- همه. ۲- همتا، همانند. ۳- یکنواخت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همگن . [ هََ گ ِ ] (ص مرکب ) همگین . انباز. شریک .(یادداشت مؤلف ). ج، همگنان . رجوع به همگنان شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
یکپارچه، یکدست، یکتکه، هموژن، هموژنیزه، متجانس، متحدالشکل، همجنس، همشکل، همانند، یکهوا ازیک قماش، یکجنس، شبیه مثل هم، منسجم، یکپارچه، ثابت، تغییرناپذیر یکنواخت، قالبی، بیحالت سروته یککرباس استاندارد، نرمال، عادی همساز، متقارن صاف مرادف، همسان استانده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی