همل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
همل . [ هَِ م ِل ل ] (ع ص ) کلانسال . (از اقرب الموارد).
همل . [ هََ م َل ل ] (ع اِ) خانه ٔ کوچک . (از اقرب الموارد).
همل . [ هََ م َ] (ع اِ) پوست برکنده از درخت خرما. ◄ آب روان که او را بازدارنده نباشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ اشتری که روز و شب بی راعی به چرا گذاشته شود. (از اقرب الموارد). ◄ ج ِ هامل . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).