فرهنگ لغت

همراهان

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

منضمات، متعلقات، ملحقات اسباب، لوازم یدکی، لوازم [وسیله، ابزار] الحاقات، افزوده‌شده‌ها، پیوست، ضمیمه، الحاقیه، مایتعلق‌به، متمم صفت، صفت قائم به‌ذات، عارض علائم، علامت قراین، وجه زمینه، پس‌زمینه قمر، انکس، اقمار ملازمین، اصحاب، مرید، پیرو همراه، همسر، صحابه، همنشین، مصاحب، معاشر، مونس، همدم، ندیم، دوست، همکار، همسفر [جهانگرد] همدست ملازم، نوکر

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی همراهان | فرهنگ لغت