هم آشیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هم آشیان . [ هََ ] (ص مرکب ) دو مرغ یا حیوان که در یک آشیان زیست کنند، و به کنایه دو یار همنشین و همخانه را گویند : باز سپید با مگس سگ هم آشیان خاک سیاه بر سر بخت نژند او. خاقانی . میخواستمی کز این جهانم باشدچو توئی هم آشیانم . نظامی . اول شب نظاره گاهم نور وآخر شب هم آشیانم حور. نظامی . ما را نمی برازدبا وصلت آشنایی مرغی نکوتر از من باید هم آشیانت . سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی