هلهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هلهل . [هََ ل َ هَِ ] (ص، اِ) مخفف هلاهل است و آن زهری باشدکه هیچ تریاقی با او مقاومت نتواند کرد. (برهان ).
هلهل . [ هََ هََ ] (ع ص، اِ) جامه ٔ تنک بافته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ موی تنک نرم . ◄ جامه ٔ تنک نرم . ◄ نوعی از زهر، معرب است . (منتهی الارب ). زهری که فوراً بکشد. (اقرب الموارد). هلاهل . رجوع به هلاهل شود.
هلهل . [ هَُ هَُ ] (ع اِ) برف . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).