هلس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هلس . [ هَِ ل ُ ] (اِخ ) از بلاد قدیم لاکونیا بود که مردم آن دو بار بر ضد اسپارتا برخاستند و در قرن نهم ق . م . مغلوب شدند. نام کنونی این شهر تسی لی است . (از تعلیقات نصراﷲ فلسفی بر ترجمه ٔ تمدن قدیم فوستل دُ کولانژ).
هلس . [ هَُ ل ُ ] (ع ص، اِ) به شدگان از بیماری . ◄ مردمان ضعیف که نقاهت نداشته باشند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
هلس . [ هََ ] (ع مص ) بیمار سل گردیدن . ◄ رجوع به هلاس شود. ◄ بیخرد گشتن . ◄ لاغر گردانیدن بیماری کسی را. ◄ (اِ) نیکویی بسیار. ◄ بیماری سل . ◄ باریکی و لاغری . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).