هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۱۷۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید بر سرم افسانهای خوانید و افسونم کنید نیست اندوه مرا با درد مجنون نسبتی میشوم دیوانه گر نسبت بمجنونم کنید لاله گون شد خرقه صد چاکم از خوناب اشک شرح این صورت بشوخ جامه گلگونم کنید شهسوار من بصحرا رفته و من ماندهام زین گناه از شهر میخواهم که بیرونم کنید وصف قدش را بمیزان خرد سنجیدهام آفرین بر اعتدال طبع موزونم کنید چشم پر خونم ببینید و مپرسید از دلم حالت دل را قیاس از چشم پر خونم کنید چون هلالی، دوش بر خاک درش جا کردهام شاید ار امروز جا بر اوج گردونم کنید