هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۱۶۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر دم از چشم تو دل را نظری میباید صد نظر دید و هنوزش دگری میباید آن قدر سرکشی و ناز، که باید، داری شیوه مهر و وفا هم قدری میباید هر چه در عالم خوبیست از آن خوبتری نتوان گفت کزان خوبتری میباید بامید نظری در گذرت خاک شدیم از تو بر ما نظری و گذری میباید گفتی: از وصل خبر یافتهای، خوش دل باش خبری هست ولیکن اثری میباید بقدم طی نشود راه بیابان فراق قطع این مرحله را بال و پری میباید در ره عشق، هلالی، خبر از خویش مپرس که درین راه ز خود بیخبری میباید