هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۱۳۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بس که خلقی سخن عاشقی من کردند دوست را با من دل سوخته دشمن کردند سوختم ز آتش این چرب زبانان، چون شمع سوز پنهان مرا بر همه روشن کردند بعد ازین دست من و دامن این سنگدلان که بآهنگ جفا سنگ بدامن کردند برضا کوش، هلالی و ز قسمت مخروش هر کرا هر چه نصیبست معین کردند