هفتمین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هفتمین . [ هََ ت ُ ] (ص نسبی، اِ) هفتم : به مدح تو سخن من به هفتمین گردون رسید بی رسن از چاه هفتصدبازی . سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هفتمین . [ هََ ت ُ ] (ص نسبی، اِ) هفتم : به مدح تو سخن من به هفتمین گردون رسید بی رسن از چاه هفتصدبازی . سوزنی .