هفت پرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هفت پرده . [ هََ پ َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) هفت پرده ٔ چشم . (از برهان ) : اشک حرم نشین نهانخانه ٔ مرا زآنسوی هفت پرده به بازار می کشی . حافظ. ◄ هفت آسمان . (برهان ) : چرخ مشعبد از رخ عابدفریب تو در زیر هفت پرده خیالی نیافته . سعدی . ◄ هفت پرده ٔ ساز. (برهان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی