هفت هیکل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هفت هیکل . [ هََ هََ /هَِ ک َ ] (اِ مرکب ) هفت آسمان . (برهان ) : به این هفت هیکل که دارد سپهر سرم هم فروناید از راه مهر. نظامی . ◄ هفت زمین . ◄ تعویذها و بازوبندها را نیز گویند. (برهان ). ◄ هفت دعاست که در هر روز هفته یک دعااز او خوانند که موجب امن و سلامت باشد. (غیاث ).