هفت مردان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. مَ) (اِمر.) مردان خدا که شامل هفت دستهاند: اقطاب، ابدال، اخیار، اوتاد، غوث، نقباء، نجباء.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. مَ) (اِمر.) مردان خدا که شامل هفت دستهاند: اقطاب، ابدال، اخیار، اوتاد، غوث، نقباء، نجباء.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هفت مردان . [ هََ م َ ] (اِخ ) به معنی هفت مرد است که کنایه از اصحاب کهف باشد. (برهان ). ◄ نیز کنایه از اخیار باشد و گویند سیصدوپنجاه وشش اند در شش مرتبه . سیصد از ایشان در یک مرتبه باشند و چهل در یک مرتبه و هفت در یک مرتبه و پنج در یک مرتبه و سه کس در یک مرتبه و بالاتر از اینها قطب است، قوام عالم به وجود اینهاست . (برهان ) : عشق برکرده به مکه آتشی کز شرق وغرب کعبه را هرهفت کرده ی ْ هفت مردان دیده اند. خاقانی . نه نه آن جمع هفت مردانند من که باشم که هشتمین باشم ؟ خاقانی . پس از تحصیل دین از هفت مردان پس از تنزیل وحی از هفت قرا... خاقانی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی