هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا،/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهگنجور؛ اشعار فارسیگنجور؛ اشعار فارسیهم ازین روست نمیبیند اگر گمشدهای راهش را.واژه قبلی: هست بودواژه بعدی: هست و استا