هرین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرین . [ هَُ رْ ری / هَُ ] (اِ) آواز مهیب راگویند همچو آواز سباع و وحوش . (برهان ) : ز هرین حمله ز هرای تیغ شده آب خون در دل تند میغ. نظامی . رجوع به هرا شود.
هرین . [ هَُ ] (اِخ ) دهی است از بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع در ١١هزارگزی شمال باختری مرکز دهستان کوهدشت . ناحیه ای است دامنه و معتدل و دارای ١٨٠ تن سکنه است . از آب چشمه مشروب میشود. محصول عمده اش غلات، لبنیات و پشم و کار مردم زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).