هرگبذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرگبذ. [ هََ ب َ ] (اِ مرکب ) ارگبذ. ارگبد. (از ایران در زمان ساسانیان ترجمه ٔ فارسی چ ١ص ٦٥). نگهبان و رئیس ارگ شهر. رجوع به ارگبذ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
هرگبذ. [ هََ ب َ ] (اِ مرکب ) ارگبذ. ارگبد. (از ایران در زمان ساسانیان ترجمه ٔ فارسی چ ١ص ٦٥). نگهبان و رئیس ارگ شهر. رجوع به ارگبذ شود.